جمعى از نويسندگان ( افلاطون ، جالينوس ، امام علي ع ، كرمانى ، ناشناخته )
60
شش رساله كهن پزشكى ( فارسى )
باب دهم در معرفت گياهى كه أو را لبن گويند و برگ أو مثل برگ خيار مىشود و اوّل ماه از زمين بيرون مىآيد كه هيچ برگ ندارد . پس هرچند ماه افزون مىشود ، برگ أو نيز افزون شود ، چنانچه روز اوّل از ماه يك برگ برآورد ، دوم از ماه دو برگ برآرد ، و سيم از ماه سه برگ برآرد ، تا پانزدهم ماه پانزده برگ برآرد ، و چون شانزدهم شود ، يك برگ براندازد ، تا آخر ماه هر روز يك برگ را بيندازد ، تا آخر ماه همهء برگهاى أو فروريخته باشد ؛ و اين نوع گياه است چون ببينى أو را و بشناسى ، بچينى أو را ، جزوى از أو طرح كن بر هزار از فضّه كه شمس است ؛ و اگر يكى از أو بر هزار نحاس اندازى ، همه قمر شود ، به قدرت اللّه تعالى . باب يازدهم در معرفت گياهى كه أو را ريش گويند و در هر كوهى كه برف باشد ، آن برويد و هم در راه سيلاب و سرچشمهها برويد و أو را حريق الكلب نيز خوانند و بار أو چون بيدانجير است و گل أو چون گل ياسمن و آب أو زرد است و بوى كريه دارد ؛ و چون بيابى ، أو را بچينى و بكوبى و بگيرى آب أو را و از بيخ أو على حده و از سفل أو علىحده ، و اين آبها را گرفته ، بريز در قدحى و تشميع كن برادهء شمس را از آن آب و تسقيه ده و طبخ كن يك شب و روز در آتش نرم كه عقد شود مثل ياقوت احمر . پس بينداز از اين ياقوت رنگ يك درم بر هزار درم رصاص ، ذهب بيرون آيد ؛ و اگر به زيبق هم طرح كنى ، مثل قمر عقد شود و بيرون مىآيد .